X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
ایران نامه، پایگاه آگاهی رسانی میراث فرهنگی و طبیعی ایران و جستار های ایران پژوهی شاهین سپنتا، مهرناز شهباز و همکاران
بایگانی
دسته بندی
21 آذر 1394
تزئین سرو مهر یا درخت یلدا


آیین آذین بندی سرو مهر در جشن یلدا 1

شاهین سپنتا

سرو ابرکوه یزد، یکی کهنسال ترین درختان سرو  ایران

درخت سرو در فرهنگ ایران جایگاه ویژه ای دارد و از هزاران سال پیش تاکنون مورد علاقه ایرانیان بوده است. گرامی داشت درخت سرو در فرهنگ ایران با گسترش آیین مهر در ایران کهن در پیوند است.

نیاکان هوشمند ما که در طبیعت و با طبیعت زندگی می کردند، پس از مشاهده خورشید و ماه و ستارگان و تجربه تغییرات طبیعی فصول و کوتاهی و بلندی روز و شب، فعالیت های روزانه خود را بر بنیان این پدیده های طبیعی و دگرگونی های آن ها تنظیم کردند و از آن ها بهره های فراوان بردند. از این روی "زندگی بخشی" این پدیده های طبیعی را ستودند و از میان این پدیده های طبیعی، خورشید که با پرتوهایش (مهر) به این زمین و همه زیستمندان روی آن گرمای زندگی می بخشید، بیش از همه مورد ستایش قرار گرفت.

سپس نیاکانمان با ژرف نگری در بزرگترین سرچشمه نور مادی (خورشید) و با شناخت اثرات زندگی بخش پرتوهای آن (مهر) به شناخت درونی بزرگترین سرچشمه نور مینوی (خداوند) دست یافتند و فروزهای پاک و جاودانش همچون مهر مینوی را ستودند و کوشیدند تا برترین صفاتی را که برای او متصور بودند همچون مهرورزی و پیمان داری و میانه روی و دادگستری را در نهاد خود نیز پرورش دهند و آن آیین را « آیین مهر» نامیدند.

 

 آیین مهر در ایران و بسیاری از کشورهای جهان هزاران سال پایدار ماند و پیروان فراوان یافت چنان که در سده  نخست پیش از میلاد، این آیین توسط رومی ها در سراسر قاره اروپا، غرب و شمال آفریقا و آسیای کوچک و پیرامون دریای سیاه منتشر شد و طی پنج سده در بخش بزرگی از جهان گسترش یافت.

به نظر می رسد که آیین مهر را می توان «مادر همه آیین ها» دانست و هنوز نیز بسیاری از نمادها و سنت های این آیین کهن به صورت های گوناگون در باورها و سنت های پیروان آیین های دیگر (از جمله دین زرتشتی و دین مسیحی)، در میان ایرانیان و دیگر ملت های جهان زنده مانده که یکی از آن آیین ها «جشن یلدا» است.

 یلدا، جشن زایش مهر است. چون نیاکان ما می دانستند که از آغاز دی ماه، روزها به تدریج بلندتر و شب ها کوتاه تر می شود و خورشید هر روز بیش تر در آسمان می ماند و نور و گرمی می پراکند. از این روی در آخرین شب پاییز (درازترین شب سال) و پیش از آغاز نخستین روز زمستان، برآمدن «نخستین پرتوهای خورشید تابان» را که «مهر» می نامیدند، به عنوان لحظه «زایش مهر» جشن می گرفتند که جشن «یلدا»  و یا جشن «شب چله» نامیده شد. (2)

در باور پیروان آیین مهر، درخت سرو و صخره های کوه جایگاه زایش مهر است؛ توگویی مهر را در حالی تصور می کرده اند که در سپیده دم از قله کوه پدیدار می شود و از فراز درختان همیشه سبز به هستی نور می تاباند.

بر پایه این باور، سرو که درختی همیشه سبز و با طراوت است و در برابر سردی و تاریکی پایداری می کند، درخت زندگی است و نماد مهر تابان و نشانه نامیرایی و آزادگی و پایداری در برابر نیروهای مرگ آور است.

در آثار برجای مانده از دوران گسترش آیین مهر در خاورمیانه و اروپا، بسیاری از نمادهای مهری را که نزد مهربانان بسیار گرامی بود، می توان یافت و سرو یکی از آن نمادهاست.

چنان که برفراز سرو  به نشانه خورشید یا مهرتابان ستاره‌ای زرین یا سرخ برمی افراشتند و شاخه های درخت سرو را با دو رشته زرین و سیمین به نشانه خورشید و ماه می آراستند ( این ماه و خورشید در سنگ نگاره های برجای مانده از نیایشگاه های مهری، نماد هایی از سُل یا خدای خورشید و لونا یا خدای ماه  هستند که با میترا یا مهر هم پیمان شدند.) همچنین جوانان آرزومند به امید برآورده شدن آرزویشان، به گونه ای نمادین پارچه‌ای ابریشمی یا سیمین بر شاخه‌های سرو می‌آویختند و در پای سرو نیز هدایایی می گذاشتند. (3)

از این روی به نظر می رسد که در شب زایش مهر، «سروِ مهر» را با نمادهایی می آراستند که هر یک نزد مهریان نشانی ویژه با پیامی رازگونه بود و هدایایی در پایش می نهادند و با خود پیمان می بستند که برای سال دیگر  نیز سرو همیشه سبز دیگری بنشانند.

 

نگاره مهر (میترا) در هنگام زاده شدن از زادسنگ  Rock birthو درخت سرو  cypress tree

در کنار خورشیدخدا   Sol 

در مهرابه ای در روستای  Hawarti Huarte در منطقه افامیا در شهر قلعه المضیق سوریه که در سال 1996 میلادی در زیر یک کلیسا که بخشی از کف آن فروریخت، کشف شد. (4)

A mithraeum was discovered at Hawarti in Syria in 1996-7, underneath a ruined church, when part of the church floor collapsed into it.

  

 

طرحی از سرو در کنار آتشدان

در نیایشگاه مهر در شهر کهن "دورا اروپوس"

( روستای صلاحیه امروزی در مرز جنوب شرقی سوریه با عراق)

در این صحنه هفت درخت سرو نشان داده شده است. در کنار یکی از شاخه های درخت سرو شکلی صورتی رنگ بود که شاید یک کودک در حال زایش از درخت (تولد میترا) باشد. (5)

To the right and left of this scene were represented seven cypress trees and seven burning altars. In the branches of the cypress tree nearest to the right dadophore was painted a little pink figure of a child as if emerging from the tree" (Mithras' birth).

سرو در فرهنگ ایران

در باورهای ایرانی سرو درختی بهشتی است که زرتشت با خود به ارمغان آورد و بر زمین کشت. درخت سرو از دیرباز عضوی جدانشدنی از باغ های بهشت گونه ایرانی است که یادگار آن باغ های بهشتی هنوز بر روی سنگ نگاره های شهر پارسه (6) و نقش های ابریشمی قالی های باغی ایرانی و بسیاری دیگر از آثار هنری دوره های مختلف تاریخی از گبه و گلیم و ترمه گرفته تا مینیاتور و کاشی کاری در بناهای مختلف و در نیایشگاه های مهری خاورمیانه برجای مانده است. 

بُته یا به صورت متداول تر آن «بُته جقه» یکی از رایج ترین نگاره های ایرانی است که از روزگار قدیم تقریبا در همه انواع دست بافت ها به خصوص ترمه و قالی و قلمکار متداول بوده است و تقریبا محقق است که بته در اصل سرو بوده است؛ سروی که تارک آن از باد خم شده است. سرو به عنوان درخت مقدس و یک مظهر رمزی مذهبی و نمادی از خرمی و همیشه بهاری و نیز مردانگی. سوابق برخی از نقوش قالی ایرانی همچون گلستان، هراتی، شکارگاه،و محرابی نیز نشان می دهد که ریشه در آیین و اعتقادات ایران باستان به ویژه آیین مهر دارد. (7) 

درخت سرو نزد مهربانان با صفاتی چون آزاد، راستین، بلند، سرفراز، سرکش ، تازه، جوان، جوانه، نوخاسته، سایه دست،سایه گستر، سهی، پابرجای،پادرگل، پایدار، چمن زاد، بستانی و بوستان آرای شناخته می شد و به کنایه از معشوق با صفاتی چون موزون،. سیمین، سیم اندام، گل اندام، بهاراندام، لاله رنگ، سمن بار، سهی بالا، طوبی خرام، خوش خرام ، پریشان خرام، قیامت خرام، بی پروا خرام، قیامت قیام، خرامنده، خرامان، چمان، ،سبک جولان، هوادار، خوش رفتار، روان، دلجوی ، قباپوش ، سبزپوش، یکتاپوش  و ... به ادبیات مردمان این سرزمین راه یافت(8):

سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند /  همدم گل نمی‌شود یاد سمن نمی ‌کند

( حافظ)

سرو بالای کمان ابرو اگر تیر زند /  عاشق آن است که بر دیده نهد پیکان را

(سعدی)

آن میر غوغا را بگو، وان شور و سودا را بگو /  وان سرو خضرا را بگو مستان سلامت می ‌کنند.

( مولوی)

گرت ز دست برآید چو نخل باش کریم / ورت ز دست نیاید چو سرو باش آزاد

(سعدی)

سرو شو از بند خود آزاد باش / شمع شو از خوردن خود شاد باش

( نظامی)

یکی بخرام در بستان که تا سرو روان بینی  / دلت بگرفت در خانه برون آ تا جهان بینی .

( خاقانی)

به نظر می رسد که بر بنیان همان باورهای مهری که در فرهنگ ایرانی گسترده شده، نیاکانمان نام هایی چون «سرو ناز» را بر فرزندان خود می نهادند و در هنگام زایش فرزندانشان به جای قربانی کردن، به نام نوزاد درخت سروی می کاشتند تا سرو آزاد و فرزندشان باهم بزرگ شوند و زندگی سبز و سرنوشتی روشن داشته باشند.

 

 

سرو در کاشیکاری صفوی

 

درخت سرو و جایگزین شدن با کاج در اروپا:

برخی بر این باورند که سنت تزئیتن درخت کاج در شب کریسمس، رسمی نوپا و متاثر از سنت لوتریسم آلمانی است و استدلال می کنند که اگر این سنتی بود که از فرهنگ میترایی به مسیحی به ارث می رسید، باید در میان مسیحیان کاتولیک و ارتدکس رایج می بود. (9)

اما پژوهش در فرهنگ مردم نواحی مختلف پیش از گرویدن به آیین مسیح و حتی پس از مسیحیت، خلاف آن را ثابت می کند، چنان که برای نمونه «ارداک مانوکیان» اسقف اعظم ارامنه ایران در کتاب " اعیاد کلیسای ارمنی" با اشاره به اعیاد کهن ارمنی ها پیش از مسیحیت و امتداد آن سنت ها پس از مسیحی شدن ارامنه، درباره سنت دیرین تزئین درخت «گالاندار» در شب سال نو بین ارامنه به نکات جالب و مهمی اشاره می کند که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است. او به نقل از کتاب "ادبیات شفاهی" نوشته واهان وارتابد میناسیان، می نویسد:

« تا چندی پیش در شب عید سال نو که به شب "کاقاند" معروف بود (معنی آن آغاز ماه و سال می باشد) اعضای خانواده ها دورهم جمع می شدند و با خوردن میوه و خشکبار فرارسیدن سال نو را جشن می گرفتند... از این ها گذشته، مردم عامی در قدیم آداب و رسومی داشتند که حالا از میان رفته و فقط در کتب و تواریخ می توان اثری از آن ها یافت... در ناحیه پونتوس، کاقاند را گالاندار می گفتند. یک روز مانده به گالاندار کیک بزرگی را به همراه هفت ظرف پر از میوه تهیه می کردند. بزرگ خانواده یک شاخه زیتون را به خانه می آورد تا درخت گالاندار را تزئین نماید. به علاوه رسم بود که از درخت بلوط و خود بلوط نیز استفاده شود و آن هم فقط در روز گالاندار.. صبح روز بعد بزرگ خانواده به کلیسا نزد کشیش می رفت و پس از تعمید درخت گالاندار به خانه برمی گشت و از موی سر اعضای خانواده تارهایی گرفته ، برای شگون به درخت گالاندار می بست...» (10)

مانوکیان در ادامه با اشاره به اشتراکات سنت های ایرانی و ارمنی، سابقه تزئین درخت را بسی کهن تر دانسته و می نویسد: «...این موضوع نشان دهنده تشابه و وحدت رسوم ایرانیان و ارمنیان است... اکنون از آن همه آداب و رسوم گذشته چیزی جز تزئین درخت کاج باقی نمانده است. اما تزئین درخت کاج امکان دارد از زمان های باستان در آن هنگام که از درخت نیز پرستش می کردند، باقی مانده باشد... چون تقدیس درخت جزئی از پرستش طبیعت است و درخت به طور کلی مظهر زندگی و جنبش شناخته می شد و به همین سبب هنوز هم بر قبر مردگان درخت می کارند. در کتاب مقدس درخت حیات و درخت دانش و غیره بارها یاد شده است... در ارمنستان پرستش درختان رواج داشت... پرفسور ن. آدونتس در تحقیقاتی که پیرامون پرستش درختان نموده می نویسد: در بامداد روز جشن آدیس ( خدای طبیعت) مردم به جنگل ها می رفتند و از میان انبوه درختان، درختی را که دارای شاخ و برگ های فراوان  و موقعیت خاصی بود انتخاب می کردند و با تشریفات ویژه ای آن را می بریدند. سپس در جای معینی قرار می دادند و با تزئینات مختلف که نشان گر البسه " گیبل" معشوقه آدیس بود، آن را می آراستند و در روز سوم جشن آدیس که مصادف با روز 24 ماه مارس می باشد، مراسم تشییع درخت آدیس انجام می گرفت و پیش از آن که درخت آدیس به خاک سپرده شود، آن را روی آتش نگاه می داشتند ، آنگاه به خاک می سپردند...» (11)

مشابه همین سنت ها که مانوکیان از آنها یاد می کند در روم باستان نیز مرسوم بوده است. در روم باستان در جشن بزرگ بهار، ازدواج میان خدای باروری آسیا یا ایزدبانوی مادر قوم فروگیا به نام کوبله (Kubele) و عاشق جوانش که آتیس چوپان است، گرامی داشته می شود. کوبله آنچنان دیوانه وار آتیس را دوست می داشت که او را وادار ساخت خود را عقیم سازد تا فقط متعلق به او باشد. آتیس زیر یک درخت کاج چنین کرد و پس از خونریزی بسیار جان داد و روحش در آن درخت مسکن گزید.

در روز 22 مارس در روم، درخت کاجی را قطع می کردند و به معبد مقدس کوبله می آوردند. سپس دور آن را همانند جسدس با نوارهای پشمی می پیچیدند  و بر رویش حلقه های گل بنفشه می گذاشتند زیرا عقیده داشتند که بنفشه ها از خون آتیس می رویند. همچنین به ساقه آن تمثال آتیس را می بستند  و آن گاه طی مراسمی آن را درون معبد می بردند. در 24 مارس، مرگ آتیس در یک تعزیه آیینی اجرا می شد. سپس در میان ناله و فغان تمثال او را در مقبره ای به خاک می سپردند. پس از روزه و شب زنده داری مقبره را می گشودند و آن را خالی می یافتند به نشانه این که خداوند نجات پیدا کرده است. از آن لحظه به بعد غم و اندوه به شادی تبدیل می شد و آن روز جشن شادی یا هیلاری روم نام گرفت که روز جهانی رهایی و آزادی از قید و بندهاست. هنوز در بخش هایی از اروپا، هنگام بهار اوایل یا نیمه تابستان، رسم بیرون آمدن از خانه و رفتن به جنگل پابرجاست و طی آن درخت صنوبری را می برند و به دهکده می آورند سپس آن را همانند درخت آتیس تزئین می کنند. (24)

 مانوکیان در ادامه با اشاره به سنت های عید کهن زاغگازارد ارمنی (عید بهاران) و تزئیین درخت در این جشن می نویسد: «... در گذشته های دور، رسم بر این بود که هنگام عید زاغگازارد، شبستان کلیساها را با درخت تزئین کرده و با شمع آن را روشن می نمودند... در بعضی نقاط رسم بود که به این مناسبت در خود کلیسا درخت تزئین کنند و مراسم بخصوصی را اجرا نمایند. جالب آن که رسم مزبور پیش از مسیحیت نیز معمول بوده و بعدها کلیسا آن را پذیرفته و در عید زاغگازارد گنجانیده است... البته در حال حاضر رسم تزئین درخت در کلیسا منسوخ شده ولی آراستن درخت کاج در سال جدید مسیحی را می توان بازمانده از آن رسم کهن دانست..» (12)

درباره تاثیر باورهای مهری بر فولکلور ارمنی، " جان اندرو بویل" در پژوهشی که در دومین کنگره جهانی مطالعات مهر شناسی ارائه کرد، می نویسد: «این که میترا (مهر) در ارمنستان پیش از پذیرش مسیحیت مورد پرستش قرار داشته، واقعیتی کاملا تائید شده است. ارمنیان کافر( غیر مسیحی)  دستگاه ایزدان ایرانی را "دربست" پذیرفته بودند و پرستشگاهی در باگایاریچ واقع در ارمنستان بالا (پکریچ امروزی در ایالت ارزروم ترکیه) به مهر اختصاص داشت...» (13)

 

سرو ناز و سرو خمره‌ای همراه با صلیب مسیحی در تزیئنات کاشیکاری نفیس تاق‌نمای بیرونی بیمارستان عیسی بن مریم اصفهان (مسیحی ها) اثر استاد عیسی بهادری (عکس ها از شاهین سپنتا)

 

بر این پایه، به نظر می رسد که پس از گسترش آیین مسیح در ارمنستان و اروپا، اگرچه پیروان این آیین به بسیاری از سنت های میترایی رنگ و روی مسیحی دادند اما کلیسای متعصب برای مستقل نشان دادن مسیحیت از کیش مهر کوشید تا برخی از نمادهای مشهود مهری همچون سرو مهر را به فراموشی بسپارد اما با این همه چنان که می دانیم با رشد فرقه های اصلاح طلب و نواندیش مسیحی مثل لوتریسم و جدا شدن آنها از کلیسای متعصب و ایجاد کلیسای پروتستان، رفته رفته سنت گرامی داشت درخت زندگی یا درخت میترا در گوشه و کنار اروپا به صورت آذین بندی درخت کاج که در اروپا و آمریکا در دسترس تر بود، دوباره زنده شد و به سراسر جهان گسترش یافت و سرانجام کلیسای کاتولیک روم و ارتدکس شرقی نیز به آن تن دردادند و امروز آیینی فراگیر بین اکثر مسیحیان است.

با این همه، نظر به ویژگی هایی که درخت سرو نسبت به کاج دارد، چند سالی است که در اروپا و آمریکا رویکردی دوباره به کشت سرو به عنوان درخت کریسمس آغاز شده است و برخی از گونه های سرو همچون Cypress  Leyland را که از تراکم شاخه ها و تقارن شکل، تاج کشیده، رنگ شاداب برگ ها و تناسب خوبی بین ارتفاع و پهنا برخوردارند، به عنوان درخت کریسمس کشت می کنند.(14)

 درخت همیشه سبز در باورهای مانوی

ردپای درختی ستوده را که از نظر جایگاه و تعابیر شباهت زیادی به «سرو مهر» دارد در باورهای مانی که از کیش مهر و مسیحیت تاثیر پذیرفته، نیز دیده می شود.

ظهور مانویت در سده سوم میلادی به عنوان باوری نواندیش و عرفانی در صدر مسیحیت، ریشه در کیش گنوسی (معرفتی) دارد. (20) می دانیم که بیشتر آثار مانی و مانویان به زبان های ایرانی میانه از جمله فارسی میانه و پارتی اما به خط مخصوص مانویان ( مشتق شده از خط سُریانی) نوشته شده است. (18)

مانی زمانی خود را از حواریون مسیح معرفی می کرد اما کلیسای ارتدکس او را مرتد خواند با این همه اندیشه های مانی بر باورهای مسیحی تاثیراتی داشت.

مانویان برای درک زیبایی شناسی ویژه خود و برای انتقال درون مایه های زیبایی شناسانه از یک زبان نمادین بهره گرفتند که دو جلوه تصویری و بیانی دارد. (20)

در برگه های پراکنده ای از متون مانوی که در اوایل قرن بیستم در ویرانه های یک مانستان (نیایشگاه مانوی) در تورفان واقع در ترکستان چین به دست آمد،(18) یک نمونه از منظومه های مانوی به صورت 12 هجایی و بدون قافیه بازمانده است که محمد تقی بهار نظر به محتوا، عنوان «در ستایش درخت نور» را برای آن برگزید.(19)

در این چند بیت به درختی اشاره می شود که خورشید تابان و ماه کامل از فراز تنه تناور آن روشنی می بخشند و برازندگی می کنند. در چنین لحظه شادی افزایی، مرغکان سحری و دخترکان، سرودگویان و آوازخوانان شادی می کنند و همگی آن درخت تناور را ستایش می کنند:

 

در ستایش درخت نور:

 

خورخشیت ی روشن اُد پور ماهی برازاگ

روژِند اُد برازند از تَنواری اوی درخت

مُروانی بامیوان اوی وازند شادی ها

وازند کبوتر ]اُد[ فَرِشه مُروی وَسپ ]گونک[

سراویند اُد آواژند ....ی کنیکان

یِستایند ]هماک[  تنواری اوی  ]درخت[

 

برگردان به فارسی :

 

خورشید روشن و بدر برازنده

روشنی دهند و برازندگی کنند از تنه آن درخت

مرغان روشندل سحری سخن گویند از روی شادی

سخن سرکنند کبوتران و طاوووسان و همه گونه مرغان

سرود گویند و آواز برکشند... دختران

بستایند همگی پیکر آن درخت را (19)

 

این صحنه که در سروده مانوی به تصویر کشیده می شود، شباهت زیادی به لحظه زایش مهر از فراز سرو و در کنار ماه و خورشید دارد. از دیدگاه نگارنده، درخت مورد ستایش در سروده مانوی که آن را درخت زندگی نامیده اند می تواند تعبیری شاعرانه از «سرو مهر» باشد و خورشید و ماه می تواند یادآور یا تجسمی از خورشیدخدا و خدای ماه در کیش میترا باشند.

در کیش مانی همواره سروده هایی در ستایش «والاترین خداوند» یا «زروان»، «الهه طلوع آفتاب» یا «بام» و «خداوند آفتاب» یا «مهر یزد» (/مهر ایزد/میترا) سروده شده است. (22)

در آیین مانی روان درگذشتگان پاک و فروزه های نورانی با هدایت «ستون روشنایی» به سوی ماه و سپس خورشید و سرانجام «بهشت روشنی» می روند. (20)

درخت زندگی یا شجره الحیات منقوش بر یکی از دیوارنگاره های پرستش گاه مانوی در بزلیق واقع در تورفان چین،  که مورد ستایش نیایشگران قرار دارد، درختی پرشاخ و برگ و سبز که نماد طبیعت سرزمین نور است درخت زندگی مانی شکوفا، زیبا، و سرسبز است؛ درختی استوره ای است که همه مظاهر هستی و طبیعت به مثابه شاخه ها و میوه های آن هستند. درختی تناور با سه شاخه اصلی که نموداری از سه دوره آفرینش یا سه دوره کیهان شناخت مانوی است. (20)

شاید این درخت یکی از پنج درختی باشد که در بهشت روشنی جای دارد و در تابستان و زمستان سبز و بارورند و روح القدس در آنها می دمد و با روشنی خویش آن ها را تغذیه می کند. این درخت همان درختی است که نماد شهریار بهشت روشنی یا «پدر بزرگی» است که چون درخت نیکو و باروری است که هرگز میوه بد نداده است و مطلق  روشنی و زیبایی جاودانی است. (20)

در یک متن مانوی چینی، «در ستایش عیسی» این درخت همیشه بارور نماد عیسی است:

« با احترام نیایش می کنم و می ستایم آن درخت همیشه بارور را با گنجینه های بسیار، متعالی، ارجمند و شادی بخش. شاخه ها، برگ ها، گل ها، و میوه هایش با کیفیتی متعالی جهان را پر می کنند. همه بوداها ( ایزدان و پیام آوران روشنی) از گل های این درخت سرچشمه می گیرند. همه خردها و مهربانی ها از میوه های این درخت اند که می توانند بر پنج گونه آز چیره گردند؛ شهریار اندیشه پاکیزه و ناب و همیشه هشیار است.» (20)

در متن مانوی دیگر نیز «شهریار روشنی» را به درخت زندگی مانند کرده و آمده است: « شهریار روشنی را بشناختم که درخت زندگی است...» و شهریار روشنی عنوانی برای فرمانروای سرزمین نور یا پدر بزرگی یا زروان است. (20)

در دیگر استوره های ایرانی نیز درخت زندگی، درختی همیشه سبز، همواره شکوفا، همیشه پرلطافت است که میوه های ابدیت و بی مرگی را همراه دارد؛ درخت بزرگی که هستی همه درختان است. در دوره های مختلف، درختان متفاوتی به عنوان نماد درخت زندگی تعریف شده اند. در دوره هخامنشی و ساسانی، درخت سرو درخت زندگی به شمار می رفته است. (21)

درخت سرو در طبیعت ایران

درخت سرو هزاران سال است که به عنوان گونه ای بومی در ایران کاشت می شود. سروها از گونه‌های گیاهی رایج در باغ‌های ایرانی هستند و در اکثر باغ های تاریخی به ویژه در باغ های شیراز، باغ فین کاشان و باغ شازده ماهان و بافت تاریخی شهرهایی همچون یزد و کرمان و روستاهایشان مشاهده می‌شوند. اکنون نیز نمونه های کهنسالی از درخت سرو در برخی از نقاط ایران همچنان استوار است که برای نمونه می توان به سرو کهنسال ( از گونه زربین) در شهرستان ابرکوه در استان یزد اشاره کرد.

 سرو یا Cypress گونه‌ای از درختان همیشه‌سبز، از دسته مخروطیان  (Pinophyta)است. سرو معمولی یا Common cypress با نام علمی Cupressus sempervirens از نظر گیاه شناسی، به واسطه رنگ و فرم سه واریته بومی در ایران دارد.(15):

 

1- سرو ناز یا C. sempervirens var. cereiformis

شاخه ها با زاویه 80 و یا 100 درجه از تنه قرار می گیرند. تاج آن از تاج زربین و سرو شیراز باریک تر و به شکل مخروط و سر آن رو به بالاست.

 

2- سرو شیراز یا C. sempervirens var. fastigiata

درختی است بلند و باریک که از سطح زمین دارای شاخه هایی با برگ های متراکم به رنگ سبز تیره است. تنه ای باریک به رنگ قهوه ای مایل به خاکستری دارد.

 

3- سرو زربین  یا C. sempervirens var. horizontalis

گونه‌ای از سرو با ریختی مخروطی که گسترش افقی دارد. دارای مخروط فلس دار به شکل تخم مرغی تا گرد به طول 2 تا 3 سانتیمتر است.

 

آذین بندی سرو در ایران امروز

ایرانیانی که در سال های اخیر بازگشتی دوباره به آیین های کهن دارند، در جستجوی بن مایه های سرو مهر در پیوند با شب یلدا برآمده اند و ایرانیان مهاجر در اروپا و آمریکا نیز به دنبال همنشینی با جوامع مسیحی، رویکردی دوباره به زنده کردن درخت سرو ایرانی یا سرو مهر در شب یلدا که به زمان میلاد مسیح نزدیک است به جای آذین بندی درخت کاج دارند.

پس بر این پایه می توان در نظر گرفت که با بهره گیری از نمادهای ویژه آیین مهر، آراستن و آذین بندی درخت سرو نیز انجام شود و خانواده های ایرانی نیز این آیین را به عنوان بخشی از مراسم جشن یلدا در خانه های خود گرامی بدارند.

از نمادهایی که می توان برای آذین بندی سرو مهر یا درخت یلدا استفاده نمود، می شود به این نمادها اشاره کرد: خورشید، شیر (نام و نشان مرحله چهارم ورود به آیین مهر، و نماد آتش/خورشید) و یا شیر و خورشید، هلال ماه و ستاره ای میان آن (نشان پارسی یا مرحله پنجم در آیین مهر)، کلاغ (پیک مهر و نام و نشان مرحله ششم ورود به آیین مهر)، تندیس زن (نماد ناهید مادر مهر)، حلقه (نماد مهر و نشان پیوند با مهر و مرحله هفتم) ، صدف (زایشگاه مهر)، دلفین (پروراننده مهر)، گل نیلوفر آبی (نگهدارنده مهر)، مروارید (به نشانه مهر)، خروس سپید (نماد مهر/ سروش)، سگ (یاور مهر)،  نوارهای سرخ و زرد و آبی (رنگ های شاخص به نشانه مهر، در تن پوش مهریان).(16)

امروزه در سراسر ایران و در همه فصول سال از جمله در شب یلدا، می توان نهال های گلدانی گونه های مختلف سرو را با بهای مناسب از گلخانه ها تهیه نمود و لازم به یادآوری نیست که دوستداران فرهنگ ایران و آیین مهر که از پاسداران زمین و محیط زیست نیز هستند از آسیب رساندن به این درختان همیشه سبز و یادگاران کهن فرهنگ ایران زمین در چنین مراسمی پرهیز می کنند و می کوشند تا پس از پایان جشن شب یلدا، در صبح روز بعد (جشن خرم روز) این درختان زیبا را به خانه اصلی خود در طبیعت بازگردانند و در باغ و باغچه و بوستان ها به خاک بنشانند.

 

 

پی نوشت:

1- این نوشتار نسخه ویراسته ای از نوشتار دیگر نگارنده با عنوان " سرو مهر یا درخت یلدا" است که پیش تر منتشر شده بود.

2 - از اول دی ماه تا دهم بهمن ماه که 40 روز است "چله بزرگ"  نامیده می شود و از دهم بهمن ماه تا آخر بهمن ماه نیز "چله کوچک"  نامیده می شود، چون در این مدت از شدت سرما نسبت به چله بزرگ کاسته می شود، چله کوچک نامیده می شود.

3- مهره مهر، پوران فرخ زاد، نگاه، تهران، 1386.

4 - http://www.tertullian.org/rpearse/mithras/display.php?page=supp_Syria_Hawarte_Mithraeum

5 - http://www.tertullian.org/rpearse/mithras/display.php?page=cimrm45

 

6- اگرچه برخی بر این باورند که نظر به شکل مخروط (Cone) روی درختان نقش شده بر سنگ نگاره های تخت جمشید، این درختان بیشتر به کاج شباهت دارند تا سرو، ولی به استناد گزارش های باستان شناسی و دانشنامه های مرجع ایرانیکا و بریتانیکا، به نظر می رسد که در این مطالعات فرم ظاهری درخت و تناسب آن اهمیت بیشتری نسبت به شکل مخروط در تعین نوع درخت دارد و بر این پایه، درخت های نقش شده در کاخ پارسه را غالبا سرو دانسته اند و از دیدگاه نگارنده از بین گونه های بومی ایران به گونه سرو ناز شبیه ترند. در ضمن به گواهی مراجع گیاهشناسی هیچ کدام از گونه های کاج بومی ایران نبوده و کاج در فرهنگ ایران جایگاهی در قد و قامت سرو ندارد. (17) درضمن در برخی گونه های سرو مخروط های ماده فرمی تخم مرغی و پولک دار و برخی سرشاخه ها شکلی مخروطی دارند.

http://www.britannica.com/place/Persepolis

http://www.iranicaonline.org/articles/persepolis


7 - پژوهشی در فرش ایران، تورج ژوله، ناشر: یساولی، تهران،  1381 خورشیدی.  صص 33 و 226

8- گل و گیاه در ادبیات منظوم فارسی تا ابتدای دوره مغول، غلامحسین رنگچی، ناشر: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، 1389 خورشیدی. صص 212-201

9 -  http://pajuhesh-iranshenasi.blogfa.com/post-30.aspx

 10 - اعیاد کلیسای ارمنی، آرداک مانوکیان، ترجمه: هرایر خالاتیان، ناشر: شورای خلیفه گری ارامنه ایران، چاپ نایری، تهران، 1360 خورشیدی. صص 29-25 و 73 و 74

11- همان. ص

12- همان. ص

13 – دین مهر در جهان باستان، مرتضی ثاقب فر، تهران، ناشر: توس، 1385خورشیدی.  هلال ص 633- 631

14 - http://www.christmastreehome.com/leyland

http://www.bugwood.org/christmas/pdf/97013.pdf

15 - فرهنگ نام های گیاهان ایران، ولی الله مظفریان، ناشر: فرهنگ معاصر، تهران، 1386 خورشیدی. ص 169.

16 – برای آشنایی بیشتر نمادهای مهری نگاه کنید: آیین مهر ( تاریخ آیین راز آمیز میترایی)، هاشم رضی، تهران، ناشر: بهجت، 1381خورشیدی.

17 - فرهنگ نام های گیاهان ایران...، ص 414

 18- زبان پهلوی ادبیات و دستور آن، ژاله آموزگار و احمد تفضلی، انتشارات معین، تهران، 1382 خورشیدی. صص 42 و 46

19- سبک شناسی (تاریخ تطور نثر فارسی)، محمد تقی بهار، ج اول، سازمان کتاب های پرستو وابسته به انتشارات امیرکبیر،  2525 شاهنشاهی. ص 108-107

20 - اسطوره آفرینش در آیین مانی، دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور، انتشارات کاروان،۱۳۸1 خورشیدی. صص 14-13و 42 و 47 و 289 و 103 و 243 و 291.

21. درآمدی بر اسطوره ها و نمادهای ایران و هند در عهد باستان،  دکتر ابوالقاسم دادور و الهام منصوری، انتشارات دانشگاه الزهرا و انتشرات کلهر، تهران، 1385 خورشیدی. صص 102- 100

22- مانی و تعلیمات او، گئو ویدن گرن، ترجمه: دکتر نزهت صفای اصفهانی، نشرمرکز، 1376 خورشیدی. صص  75 و 113.

23- فروگیا (Phrygia) منطقه ای در غرب بخش مرکزی فلات آناتولی که در حال حاضر بخشی از ترکیه است. این نام پس از مهاجرت اقوام هندو اروپایی غربی از اروپا به آنجا در حدود 1200 پیش از میلاد بر این منطقه گذاشته شد.

24- درخت زندگی،  راجر کوک، ترجمه: سوسن سلیم زاده و هلینا مریم قائمی، انتشارات جیحون، 1387 خورشیدی. ص 31-30

 


برای هموندی در آگاهی نامه این تارنگار نام کاربری خود در سامانه بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
شمار بازدیدکنندگان : 2050733


Powered by BlogSky.com

آخرین یادداشت ها